احمد احمدى بيرجندى و سيد على نقوى زاده
30
مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي )
[ 2 ] حسن كاشى آملى : شاعر و معاصر علّامهء حلّى است . او راست هفت بند در مدايح اهل بيت ( ع ) و كتاب انشاء . قبر او در حجرهء معروف در آغاز بازار سوق العتيق در شهر كاظمين نزديك قبر سيد مرتضى بوده و آن مقبره در سال 1353 قمرى در ميان خيابان افتاده است . ( نقل از لغتنامهء دهخدا ) وفاتش را در سال 726 ه نقل كردهاند . در مدح على بن موسى الرضا عليه التحيه و الثناء « 1 » دوش چون دور شب تيره بپايان آمد * نوبت زمزمهء مرغ سحر خوان آمد چشم جان از دم مشكين صبا روشن شد * گوئى از مصر ، نسيمى سوى كنعان آمد چه عجب بوى بهشت از دم بادى كه در او * اثرى از شرف خاك خراسان آمد شرف خاك خراسان همه دانى كه ز چيست ؟ * زانكه در خطهء او روضهء رضوان آمد مشهد پاك معلّاى امام معصوم * آنكه خاكش ز شرف افسر كيوان آمد آنكه در گلشن مهرش ز سر شرط ادب * دست فرّاش صبا مجمره گردان آمد آنكه در حضرت جاهش ز پى قدر و محل * پر طاوس فلك مِروَحه 5440945 خ 0 1 خ جنبان آمد آنكه اندر حرم جان محبّان مهرش * مالك چارحد خانهء ايمان آمد وقت انكار عدو سنگ به زير قدمش * از ره معجزه چون موم گدازان آمد يك طواف درش از قول رسول قرشى * تا بهفتاد حج نافله 6440945 خ 0 2 خ يكسان آمد مالك ملك حقيقت توئى از صدق و يقين * هم ز قرآن خبر حجّت و برهان آمد ناكسى گر به تعصّب حق تو باز گرفت * در كماليّت ذات تو چه نقصان آمد
--> ( 1 ) مجالس المؤمنين ، قاضى نور اللّه شوشترى ، ( جلد دوم ) تهران كتابفروشى اسلاميه ، ص 634